حیف نون ميره در خونه دوستش و هر چي در مي زنه كسي در رو باز نمي كنه. با خودش ميگه فكر كنم در خرابه بهتره زنگ بزنم!
يه روز يه آدم مهم براي بازديد به يه تيمارستان رفته بوده. موقع بازديد يكي از ديوونهها شروع ميكنه به مسخره كردن طرف. يارو عصباني ميشه و مي گه: مرتيكه، تو خجالت نميكشي؟ من فلاني هستم! در همين حين يه ديوونه ديگه از اون طرف مياد سراغش و ميگه: غصه نخور، تو هم خوب ميشي. اوني رو كه اون گوشه نشسته ميبيني؟ وقتي اومد اينجا ميگفت: من ناپلئون بناپارتم، الان خوب شده، تو هم خوب ميشي.
از حیف نون می پرسن از اينکه همسرت را عزيزم خطاب مي کني چه احساسي داري؟ ميگه احساس گناه! ميگن چرا؟ ميگه آخه اسمش يادم نيست!
حیف نون ميره جهنم دمپايیشو پرت مي كنه توي بهشت، به خدا ميگه: برم دمپايمو بيارم؟
حیف نون يه جسد مي بره پزشكی قانوني. بهش ميگن: چطور مرده؟ ميگه:سم خورده. ميگن: پس چرا زخميه؟ ميگه: آخه نمي خورد!
يه نفر داشته توي دريا غرق مي شده، بلند بلند داد مي زده: كمک! من شنا بلد نيستم! حیف نون داشته رد مي شده. ميگه: حالا من تنيس بلد نيستم، بايد داد بزنم؟
حیف نون با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه مي دونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم!
اتوبوسي آرام از سرازيري خيابان پايان ميرفت و حیف نون به دنبال آن ميدويد. يه نفر بهش گفت: فكر نميكنم بتوني بهش برسي. حیف نون با نگراني گفت: دعا كن برسم، چون من راننده آن اتوبوسم!
به حیف نان میگن کامپیوتر بلدی ؟ میگه: ای... تا حدودی. میگن خوب حالا کامپیوترو روشن کن ! میگه: اوووووه نه تا این حد!!
حیف نان زنگ می زنه رادیو می گه الو آقا اونجا رادیو است؟ مجری می گه بله بفرمایید. می پرسه آقا الان صدای من داره پخش می شه؟ مجری می گه بله بفرمایید. می پرسه: یعنی الان صدای من توی نونایی هم داره پخش می شه؟ مجری عصبانی می شه میگه آره دیگه حرفتو بزن. حیف نان می گه الو اکبر نون نخر مامانت خریده!
چوپان دروغ گو می میره می ره جهنم ازش می پرسن تو کی هستی؟ می گه دهقان فداکار!
حیف نان با يك سرهنگه سوار هواپيما ميشن حیف نان رو به سرهنگه مي كنه ميگه ببخشيد شما گروهبانيد؟ سرهنگه ميگه نه حیف نان همين سوال رو چند بار مي پرسه. آخر سرهنگه خسته ميشه ميگه بله بابا من گروهبانم حیف نان ميگه پس چرا لباس سرهنگارو پوشيدي؟
حیف نان ماشینش پنچر میشه شروع میکنه از اگزوز ماشین فوت کردن دوستش میاد بهش میگه همین کاره رو میکنین بهتون میگن خر دیگه مگه نمی بینی شیشه ماشین پایینه؟
يه مرده تو رستوران غذاشو ميذاره رو ميز و ميره دستشويي براي اينکه کسي به غذاش دست نزنه يه يادداشت ميذاره کنارش که کسي به غذاي من دست نزنه زيرش هم امضا مي کنه قهرمان بوکس... بعد مياد ميبينه غذاش نيست و جاش يه يادداشت که نوشته من غذات و بردم... قهرمان دو !!!
اصفهانیه داشته می مرده. بچه هاشو صدا می کنه. اول می گه محمد کجایی؟ محمد می گه همین جام پدر، بعد می گه حمید کجایی؟ حمید می گه اینجا بالای سرتونم بابا، می گه فاطی تو کجایی؟ فاطی می گه همینجا کنارت هستم بابا. باباهه می گه: همه که اینجان! پس چرا چراغای اون طرف روشنه؟
دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم: دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبم توي سرت تا بفهمي که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکه!
نمی دانم تا کدامین طلوع زنده خواهم ماند و در کدامین غروب خواهم رفت... اما دوست دارم تا اخرین لحظه بودنم تو را سر کار بگذارم
سلام عزيزم... مي دوني چه بلايي سرم اومده؟ پليس منو به جرم "زشت ترين" شهروند ايراني گرفته... جون هر كي كه دوست داري بيا و بهشون نشون بده كه دارن اشتباه مي كنن
روحت شاد و یادت گرامی این اس ام اس رو واسه هر کی فرستادم فرداش سقط شد مراقبه خودت باش!
نيکلاس کيج، جنيفر لوپز، آنجلينا جولي، تام کروز، رابرت دنيرو، خود من و بقيه ستارگان جهان سال جديد را به شما تبريک مي گوييم.
یادت باشه تعطیلات به زودی تموم می شه و بعدش امتحاناته که انتظارت رو می کشه.
ستاد کوفت سازی تعطیلات نوروزی!
پژو 405، بدون كيسه هوا، بدون ايمني، آماده آتشسوزي بيدليل، بهترين عيدي براي همسر دلبندتان!
5 روش آدم شدن:
......
......
......
......
کنجکاو نشو، تو آدم بشو نیستی!
ميگن فردا ساعت 4 خوشگلها رو ميگيرن تو رو خدا بيرون نرو نميگيرنت ضايع ميشي
آسمان را ستاره زيبا مي كند، باغچه را گل، عشق را محبت، بيابان را چمن، چشم را اشك، و تو را عمل كردن دماغ زيبا مي كند!
به
غضنفر ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه
رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درخته؟! يارو هرچي فكر مي
كنه جوابشو پيدا نمي كنه، ميگه: نمي دونم، حالا بگو
چيه؟ غضنفر ميگه بخاري! يارو كف ميكنه، ميگه: باباجان
بخاري زمستونا خونه رو گرم مي كنه ولي تابستونا چه
جوري بالاي درختو گرم ميكنه؟ تركه ميگه: بخاريِ خودمه
دوست دارم بذارمش بالاي درخت!
يك
شب تلوزبون فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو
فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان
ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن
غضنفر
تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه،
يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره از اون دور مياد! خلاصه جنگی لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، غضنفر يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه غضنفر رو مي گيرن مي بيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكه خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! غضنفر ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطی مي كردم!
ماشين
غضنفر رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون
دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش!
يهو غضنفر داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ غضنفر ميگه: من شمارشو برداشتم!
هر کسی روزی میاد، یه روز میره، یکی با دلش میره یکی با پاهاش ولی مواظب باش کسی با پاهای خودش از دلت نره
می دونی اون بالاییه چیه؟ دل منه که برات یه ذره شده!
دوست واقعي شما کسي است که هيچ احتياجی به شما ندارد، اما باز هم دوست شماست
برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال . بنگر چگونه می افتی.
خواستم خودمو گول بزنم، خاطره ها رو ریختم یه گوشه و گفتم: فراموش کن، اما یه چیزی ته قلبم خندید و گفت: یامه
اگه تمام زنبورهای دنیا نیشت بزنن حقته چون خیلی گلی